تخفیف 17%

کتاب حسن دل

۹۵,۰۰۰ تومان

17% تخفیف شما ۲۰,۰۰۰ تومان

کتاب حسن دل

اگر در هنگام معصیت علم و اعتقاد به حضور و اطلاع حضرت حق نداری کافری و بی دینی و اگر داری چه جرئت است که متصدی گناه می شوی چه این عمل قبیح و عظیم الشناعه و فعل ظاهر القباحه است که اعظم اعاظم را احقر حقایر ۲ شماری و با وی استخفاف کنی و باک نداری،

و از خلق عاجز ترسی و شرم کنی و از خالق قادر ترسنده نباشی و شرمنده نگردی فَوَيْلٌ لَكَ ثُمَّ وَيْلٌ لَكَ [ پس وای بر تو وای بر تو این چه بی حیائیست که تراست.

شناسه محصول: 06 دسته:

توضیحات

قیمت آن را بدانی و به هرزه و لا طائل بیهوده در آن مشغول نباشی بى ما حصل است کار دنیا بی رونق و تار دار دنیا بازی مخوری به کار و بارش راضی نشوی به اعتبارش مال است وبال و جاه چاهست دین تو از این و آن تباهست بگذار تو این و آن و بگذر تا رسته شوی به روز محشر

ای عزیز آدمی هر چند سعی کند در راندن شهوت و غضب و آرایش، در خوردن به گاو و در جماع به خوك و در خدعه و تزویر به میمون و در درندگی به سگ که خسیس ترین حیوان است نتواند رسید و شرکای وی در این باب بر وی غالب و سابق خواهند بود. زهی خست که به شرکت خسیسان رضا دهی و با ایشان در آن صفت شريك باشی ننگت !باد مَثَل مشهور ر الثار لا الغاره را نشنیده ای؟

کنی هر دم به سوی تنگ آهنگ

چه ننگست این که ننگت باد از این ننگ

پس باید که بجوشی و بکوشی و بخروشی و ننوشی و نپوشی تا با

جواهر مجرده و ملائکه مقدسه و ارواح متعالیه در تجرد و تفرد و علم و معرفت و کمال و جمال شريك شوى. آدمی زاده طرفه معجونی است گر کند میل این شود به از این کز فرشته سرشته از حیوان ور کند میل آن شود کم از آن ای غافل! مسجود ملک گرد نه ساجد حیوان و مطبع رحمان باش

نه منقاد شيطان.

این چه بی همتی و بی بصیرتی است که تور است؟ علاقه زن و فرزند را که زند و پازند تو شده است برهم زن و دل از تعلق کونین برکن و در کوره ناکامی درآور و صیقل ریاضت بر آیینه معنی خود بزن و صاف و روشن شو که فرصت غنیمت است و عمر گذشته باز پس نیاید و دریغ، سودی ندهد.

کار امروز به فردا نگذاری زنهار

روز چون یافته ای کارکن [و] وعده میار

كما قال سيد الأوصياء مانات مَضَى وَ مَا سَيَأْتِيكَ فَأَيْنَ ثُم فَأَعْتَنِمِ الْفُرْصَةَ بَينَ العَدَمَيْنَ

ای عزیز آگاه باش نه گمراه خودشناس باش نه خودنما که خودشناسی حق شناسی است مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ ” و خود تمائی دعوی خدائی غیبت مکن، تهمت منه و حسد مبر و بخل مورز و زبان را در میدان بیان سرگردان مدار که از زبان تا زبان یک نقطه مسافت بیش نبود و محرم به نقطه ای مُجرم میشود .

چشم از باطل بپوش و گوش به غیر حق مده و در هر قدمی و دمی ذکری و فکری به جا آر و مراقبه از دست مگذار آنچه بر خود نپسندی به هیچ کس مپسند و آنچه برای خود خواهی برای همه بخواه تا به سرّ انَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ ، و به رمز الْمُؤْمِنُونَ كَنَفْسٍ وَاحِدَةٍ ” پی بری و بدانی که «خَیرُ النَّاسِ أَنْفَعُهُمْ ” کدام است ولا يَرحَمُ اللهُ مَنْ لا يَرحَمُ النَّاسَ» ” چیست وكريمة «فَمَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحاً چه معنی دارد.

به سر باران جودی بارد آخر یکن کاری که سودی دارد آخر به هر کاری عدالت پیشه میباش نکوکار و نکو اندیشه میباش مگر آیه کریمه «وَ لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ نخوانده ای که چنین در ذلت لذت سفلی مانده ای تو خلاصه ما في الدارين و زبدة ما في العالميني و لب و قشر کونین. از خدا بهراس و قدر خود را بشناس و آنچه لایق تو نیست گرد آن مگرد و از اوّل و آخر و ظاهر و باطن خود غافل مباش و خود را به طفیل خواهش ذلیل مکن و به فرع خود در میاویز که خذلان آورد و خسران دارد.

ترا از دو گیتی برآورده اند

به چندین میانجی بپرورده اند تویی خویشتن را به بازی مدار

نخستین فطرت پسین شمار

اگر در هنگام معصیت علم و اعتقاد به حضور و اطلاع حضرت حق نداری کافری و بی دینی و اگر داری چه جرئت است که متصدی گناه می شوی چه این عمل قبیح و عظیم الشناعه و فعل ظاهر القباحه است که اعظم اعاظم را احقر حقایر ۲ شماری و با وی استخفاف کنی و باک نداری و از خلق عاجز ترسی و شرم کنی و از خالق قادر ترسنده نباشی و شرمنده نگردی فَوَيْلٌ لَكَ ثُمَّ وَيْلٌ لَكَ [ پس وای بر تو وای بر تو این چه بی حیائیست که تراست.

مکرر از وطن اصلی وی پیغام به وی می رسید که آنجا چرا نشسته ای و چه میکنی و ما را چرا فراموش کرده ای؟ عرش است نشیمن تو شرمت ناید کایی و مقیم خطه خاک شوی و این غافل بدبخت غم خود نمی خورد و هیچ یاد نمی آورد که از کجا آمده ام و به چه کار آمده ام و چه کاری بایدم کرد؟

و به آن کوری و گمراهی راضی شد که «فَاسْتَحَبُّوا الْعَمَى عَلَى الهدی اگر بدبخت حال خود نمی دانست و نمی دانست که نمی داند آخر عاقلان و دانایان میدانستند که این چه عیبی صریح است.

بعد از زمانی که خویشان و یاران وطن قهرمان خشم را فرستاده که او را به وطن اصلی بکشانند به هوش آمد نه از مایه و بضاعت خود اثری و نه از مرکب خود خبری و نه از آن پیره زال که گرفتار وی شده بود اعانتی دید در آن وقت کف افسوس بر هم سوده محروم و ناکام با هزاران خجلت و شرمندگی روی به وطن اصلی نهاد.

در خانه اگر کس است یک حرف بس است گویند که سلطان محمود را سگ تازی بود نیک صیاد، جلی ابریشمین بروی افکنده بودند و خوراک آن طعام گوناگون و چندین کس به خدمتگزاری او مأمور بودند و چون نیک صیاد بود سلطان وی را نیکو عزیز میداشت و هیچ صیدی از وی نمی جست.

توضیحات تکمیلی

ناشر

تعداد صفحه

128 صفحه

تعداد جلد

1 جلد

نوع جلد

شومیز – نرم

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “کتاب حسن دل”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *